مدح و مناجات با امام حسن مجتبی علیهالسلام
تویی که خانهات صندوق صدها راز سربستهست غلط گفتند شاعرها، اگر گفتند: "در" بستهست کریما! مهربانا! حضرتا! یا مجتبی! مولا! تو درها را نمیبندی، خودم بستم اگر بستهست به رویم وسعت آغوش تو باز است اما حیف چطور از آسمان سر در بیارد آنکه پَر بستهست نـدیـدم هیچجـا در دفتر تـاریخ بنـویـسند که مولا خانه را بر روی حتی یک نفر بستهست همیشه خانهات را ازدحام سائلان پُر کرد همیشه کوچهات را ازدحام رهگذر بستهست به دیدار جذامیها که رفتی، تازه فهمیدم کریم آن است که بر یاری سائل کمر بستهست به هرکس قدر هر ظرفی که آوردهست، میبخشی چه ظرف کوچکی آوردهام! اینهم که دربستهست بقـیعت آرزویم بوده، سمتت راه میافتم چه رنجی میکشم وقتی که پایم در سفر بستهست |